دجل با زندگی....
ای کاش که من خطا نمی کردم دل رابو تو آشنا نمیکردم یا با تو به قهر میکشیدم یا هستی خود تباه نمیکردم مستانه به شام شب هجران ای کاش تو را صدا نمیکردم شعرای عاشقونمو پشت سرش داد میزدم ای همه ی هستی من دست منو رها نکن این دل تازه عاشقو راهی کوچه ها نکن کی بود کی بود اونکه برام زندگی دوباره ساخت سخنها خفته در چشم سیاهت. سیه چشم ها مگر طرز نگاهم را نمبینی گناهم چیست جز عشق تو مگر ای ماه نگاه عذر خواهم را نمیبینی............ تقدیم به عشق ابدیم s زبعدمردنم ای آتش عشق کنار قبر من شمعی بیفروز تو دعا کن تا که روزی آتش عشقم بمیره تو دعا کن تا که روزی خدا دستامو بگیره خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم جون هر کی دوست دارین آپ پایینی رو بخونین...... وقتی میرفت با التماس اسمشو فریاد میزدم
نگاهم نمیبینی زبانم را نمیفهمی
خداوندا ! عشقی دارم عطش سوز که نه درشب بود تابش نه در روز
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |